تبليغاتX
دوباره میسازمت وطن

  آژانس کوروش:
  امروز: معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی با ارسال نمابری ضمن توضیح آخرین وضعیت همسرش از نقشه طراحی شده برای قتل وی پرده برداشت در متن ارسال شده آمده است: روز سه شنبه 31/3/84 به اتفاق آقای مولایی به دفتر دادستان مراجعه کردیم و پس از گرفتن اجازه کتبی از آقای مرتضوی جهت ملاقات با آقای گنجی موفق به ملاقات با وی شدیم. گنجی که یازدهمین روز اعتصاب غذای خود را سپری می کرد بسیار لاغر و تکیده شده بود به طوری که در لحظه ورود قادر به شناسایی اش نشدم رنگش بسیار زرد شده و رمقی نداشت او که قبل از اولین اعتصاب غذا حدود 77 کیلوگرم وزن داشت اکنون وزنش به 60 کیلوگرم رسیده است (مطابق توزین زندان). از بیماری، کمردرد و زانودرد شکایت می کرد و اینکه پزشک زندان پس از دیدار وی رادیولوژی ستون فقرات را ضروری دانسته است. وضعش به شدت وخیم است و هر لحظه امکان وقوع فاجعه ای غیرقابل جبران می رود، از شدت ضعف، نای حرف زدن نداشت. اما وی از ماجرایی پرده برداشت.
در ادامه این نمابر در توضیح واقعه رخ داده به نقل از اکبر گنجی نوشت: در ساعت 20 دقیقه بامداد جمعه 27 خرداد، درب سلول آقای گنجی توسط افسر جانشین زندان باز شد و اعلام گردید که یک میهمان برایت آورده ایم. یکی از مسؤولان دفتر آقای مرتضوی ـ که گنجی عنوان کرد او را می شناسم ولی نامش را به خاطر نمی آورم ـ همراه افسر جانشین زندان بود. مجرمی که قرار بود میهمان گنجی باشد شخصی بود به نام احمد نجاریان که به جرم فروش 9 کیلوگرم تریاک به 15 سال زندان محکوم شده بود. قصد داشتند این شخص را به زور وارد سلول گنجی کنند ولی گنجی زیر بار نرفت. گفت: سلول انفرادی، تک نفری است. گفتند او نباید تکی در هیچ سلولی باشد. گفت هم سلول خالی وجود دارد و هم سلول تک نفری. گفتند او فقط باید نزد تو باشد گنجی گفت اگر قرار است مرا بکشید نیازی به این مقدمات نیست کار خود را انجام دهید من زیر بار سناریوی مرتضوی نمی روم. گفتند این زندانی از تنهایی می ترسد. گفتند او را داخل سلول کنید و درب را به رویشان ببندید. گنجی و افسر نگهبان بند 240 هیچ یک این اقدام را نپذیرفتند. ناچار سلول روبه روی او را خالی کردند ـ یعنی متهم داخل آن را بیرون آوردند و به سلول دیگری فرستادند ـ آنگاه میهمان گنجی را داخل این سلول کردند و دستور دادند که درب سلول باید باز باشد. افسر نگهبان نپذیرفت. افسر جانشین زندان دستور مکتوب داد و بدین ترتیب درب سلول آن فرد گشوده ماند. (کاری که گنجی آن را عجیب و باورنکردنی عنوان کرد) از سوی دیگر نماینده مرتضوی گفت درب سلول گنجی هم باید باز باشد اما گنجی گفت به دلیل بیماری آسم، پزشک باد کولر را برای من ممنوع کرده است ولی او گفت درب سلول باید باز باشد برایت خوب است. گنجی نپذیرفت به ناچار آنها کلید سلول گنجی را برداشتند تا نتواند آن را قفل کند آن شب گنجی تا صبح نخوابید و مراقب بود. نماینده مرتضوی به افسر نگهبان گفت درب سلول گنجی را از جا درآورید این دستور مرتضوی است. گنجی برای من توضیح داد که طرح مرتضوی روشن است: کشتن من به وسیله یک قاچاقچی موادمخدر و بعد می گویند بین این دو درگیری صورت گرفت که منجر به قتل شد شما که قصاص نمی خواهید پس او را به یکی دو سال زندان محکوم می کنیم.
نکته قابل تامل این است که در زندان اوین محکومان موادمخدر و معتادان را نگاه نمی دارند معلوم نیست این بنده خدا را آخر شب از کجا آورده اند. او نباید در اوین باشد جای او زندان قزل حصار است. اعزام یک مجرم موادمخدری آن هم به انفرادی اوین و در نیمه شب و به سلول گنجی کاملاً خلاف قانون و مشکوک است.
در پایان این نمابر آمده است: در ملاقاتی که اینجانب به اتفاق آقای مولایی با آقای مرتضوی داشتم در مقابل اظهار نگرانی من درقبال جان گنجی آقای مرتضوی گفت: روزانه تعداد زیادی زندانی در زندان های مختلف کشور می میرند گنجی هم ممکن است یکی از آنها باشد بالاخره اجل هر انسانی زمانی فرا می رسد. من و فرزندانم و مادر پیر آقای گنجی به شدت نگران و اندوهگین هستیم فاجعه ای غیرانسانی درحال وقوع است به فریادمان برسید. فردا خیلی دیر است

+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در پنجشنبه دوم تیر 1384 و ساعت 16:0 |
 
 منبع : قابل توجه کسانی که تقلب در انتخابات را نمی پذیرند... 

مطلب زیر را حتماٌ بخوانید..روزنامه اقبال به دلیل چاپ نامه ی کروبی به خامنه ای توقیف شد..

متن نامه را در زیر می توانید بخوانید:

مهدی کروبی در نامه ای به علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی فرزند وی را متهم کرد به همراه با بخشی از سپاه پاسداران در انتخابات اعمال نفوذ کرده است و او را از راه يابی به مرحله دوم انتخابات باز داشته است. وی تاکيد کرد از مسئوليت های خود استفعا داده و حزبی فراگير و غيرحکومتی می سازد تا با متحجرين اسلامگرا و مخالفين سکولار مبارزه کند. در اين نامه به پاسخ خامنه ای به اعتراضات کروبی نيز اشاره شده و از جمله آمده است که خامنه ای در برابر اعتراضات کروبی گفته است: آيا متوجه هستيد که چکار داريد می کنيد؟ من از شما مطلقا انتظار چنين برخوردی ندارم و من به حول و قوه الهی نخواهم گذاشت افرادی در کشور بحران ايجاد کنند

متن نامه:

بسمه تعالی
مقام معظم رهبری
حضرت آيت اله خامنه ای مد ظله العالی
باسلام و تحيت
روز شنبه پس از آن که اينجانب از عزم برخی از نهادهای قدرت برای تغيير جهت رای مردم اطمينان حاصل کردم، ضمن برگزاری مصاحبه، مطابق رويه ی معمول خويش و براساس اصل پنجاه و هفت قانون اساسی از حضرتعالی درخواست کردم برای اصلاح انحرافی که در حال انجام بود دخالت نموده و دستور مقتضی صادر فرماييد. اما بر اساس آنچه دفتر جنابعالی اعلام کرده است پاسخ شما به درخواست اينجانب به شرح ذيل است: ((به آقای کروبی بگوييد: من رئوس مطالب شما را نگاه کردم . مطالبی که شما گفتيد به کلی دور از شان شما و در جهت ايجاد بحران در کشور است. آيا متوجه هستيد که چکار داريد می کنيد؟ آيا متوجه هستيد که ايجاد بحران و بدبين کردن مردم کاملا در جهت خواست دشمنانی است که خيز برداشته اند برای اين که بلايی بر سرانقلاب و نظام جمهوری اسلامی در بياورند که همه شما را در برخواهد گرفت. اگر اعتراض به انتخابات داريد مگر راه قانونی وجود ندارد؟ چرا فضا را خراب می کنيد؟ ممکن است ديگران نيز اعتراضات مشابه داشته باشند. آيا حق می دهيد آنان بی پروا همه چيز را زير سئوال ببرند؟ من از شما مطلقا انتظار چنين برخوردی ندارم و من به حول و قوه الهی نخواهم گذاشت افرادی در کشور بحران ايجاد کنند.)) مشاهده پيام حضرتعالی اينجانب را وادار نمود که با طرح چند نکته مصدع اوقات شوم:

1. من در شرايطی وارد عرصه مبارزات انتخاباتی شدم که عزمی يکپارچه را برای منصرف کردن و تغييردادن تصميم خود مشاهده می کردم. نهادهای مختلف قدرت با ارائه نظرسازی های بسيار شبيه به هم اينجانب را فاقد پايگاه مردمی جلوه می دادند و کسانی در دستگاه های مختلف حکومتی برای ايجاد نگرانی در من تلاش می کردند: از عده ای در دفتر رياست جمهوری تا بعضی از وابستگان به بيت مکرم حضرت امام (ره) تا گروهی در وزارت اطلاعات و وزارت کشور و حتی (به قرار مسموع ) برخی از نزديکان حضرتعالی با تاثيرپذيری از نظرسازی های قلابی ترجيع بند محافل خاص در مورد عدم اقبال مردم به مرا تکرار می کردند و حتی متاسفانه تعداد زيادی از استانداران در محافل خصوصی و عمومی از تصميم من ابراز تعجب می کردند و مثلا استاندار لرستان از رای هفت درصدی من در ميان مردم لرستان سخن می گفت که صحت وسقم اين ادعاها روز جمعه بيست و هفت خرداد مشخص شد. ورود من به عرصه انتخابات با تاکيد فراوان بر حفظ اصول و آرمان های امام و انقلاب و با نيت تقويت مبانی جمهوريت و اسلاميت با اعتماد به پشيتبانی مردم و هواداران واقعی امام و انقلاب موجب شد حتی عده ای معدود از افراد نزديک به مجمع روحانيون به مخالفين ملحق شوند اما در مقابل استقبال و هواداری مردم از گرايش های گوناگون و بخصوص جوانانی را به دنبال آورد که اشتياق و شور و حال مبارزات انتخاباتی را به سطحی غير منتظره رسانده فضای يخ زده ماه های پايانی سال قبل ار شکستند. من در سفرهای متعدد به نقاط مختلف کشور با اقشار مختلف مردم گفتگو کردم و در جريان مشکلات واقعی و مطالبات حقيقی ايشان قرار گرفتم و امروز با افتخار اعلام می کنم که مردم نه چنان که عده ای متحجر می گويند از اصلاحات روگردان شده اند و نه آن طور که عده ای تازه به دوران رسيده ادعا می کنند از جمهوری اسلامی حقيقی با قرائت امام خمينی بی زارشده اند . اجازه دهيد به عرض شما برسانم اگر همه نهادهای قدرت، دستگاه های اطلاعاتی و به طور کلی مراکز تصميم گيری به جای اتکا به گزارشات مشکوک به روش اينجانب ارتباط مستقيم با مردم را در پيش بگيرند، بسياری از مشکلات حل خواهد شد. من بسيار متاسفم که يک خبرنگار عرب زبان که برای تهيه گزارش از جريان انتخابات به ايران آمده بود واقعيات جامعه را درک کرد و پيش از انتخابات با اظهار تعجب به تناقض ميان نظر سنجی های قلابی و نظر واقعی مردم اشاره نمود . اما بعضی از دستگاه های مسئول تا آخرين روز بر انتشار نظر سازی های خويش و آشفته کردن ذهن مسئولين سطح بالای کشور اصرار داشتند.

من در تمام سفرهای استانی ضمن تبيين برنامه های خود به کرات اين نکته را مورد تاکيد قرار دادم که پيروزی در انتخابات اولويت دوم من است و حضور پرشکوه مردم در انتخابات برايم اهميت بيشتری دارد به طوری که شايد بسياری از مردم تصور کردند اينجانب نه با هدف پيروزی بلکه فقط به عنوان وسيله ای برای گرم کردن تنور انتخابات وارد عرصه شده ام و شايد بعضی از آرای مردم را به دليل همين افراط در تاکيد بر اولويت حضور پرشکوه مردم بيش از رای دادن به شخص خودم از دست دادم. به هر حال هرچه بود انتخابات برگزار شد و من به خود می بالم که بيش از تمام کانديداها به ميان مردم رفته و آن ها را به استفاده از حق انتخاب خود تشويق کرده ام و همين جا از مردم بزرگوار که با ريختن بيشترين آرا به نام من در صندوق های رای پاسخ مناسبی به اينجانب دادند سپاسگزاری و در برابر بزرگواری ايشان سر تعظيم فرود آورده علاوه بر اين مراتب احترام خويش را به کسانی که به ساير کاندايداهای محترم رای داده اند به خاطر حضور در انتخابات تقديم می دارم .

حضرتعالی استحضار داريد که در تمام دوره های گذشته از ساعات پايانی رای گيری می توان جهت گيری رای مردم را تخمين زد و از نخستين ساعات شمارش آرا نتيجه انتخابات برای مجريان و ناظران قابل پيش بينی است. اين دوره نيز تابع همين قاعده بوده و از حدود نيمه شب مراجعات حضوری و تماس های تلفنی حکايت از رای بسيار گسترده مردم به اينجانب بود. گزارشات غير رسمی هم نشان می داد که در حدود نيمی از استان ها اينجانب دارای بالاترين رای هستم. حدود ساعت سه بامداد شنبه بيست و هشتم خرداد ماه که ثبت رسمی آرا در سايت انتخابات آغاز شد تمام آمارهای رسمی رای اينجانب را بسيار بالاتر از ساير کانديداهای محترم نشان می داد. ساعت پنج بامداد که اينجانب به استراحت پرداختم رای بنده حدود 25 درصد و ساير کانديداها کم تر از بيست درصد بودند. در همان ساعات بعضی از دوستان با توجه به آرای شصت و هفتاد درصدی در بعضی استان ها معدل بيست و پنج درصدی ثبت شده به نام اينجانب را مشکوک می دانستند. اما پس از حدود دو ساعت که از خواب بيدار شدم مانند بيداری از خواب اصحاب کهف دريافتم که همه چيز تغيير کرده است. سخنگوی شورای نگهبان در مصاحبه ای کودتاگونه در ساعات اوليه صبح با دستپاچگی کامل و برخلاف رويه نشان داد که اعلام آرای مردم از مجرای قانونی وزارت کشور مطلوب بعضی از مراکز قدرت وافراد ذينفوذ نيست. اينجانب حدود ساعت هشت و نيم صبح با مسئولان وزارت کشور تماس گرفتم که آنها نيز از اين حرکت شورای نگهبان و صدا و سيما – که به قرار مسموع بدون اطلاع مديريت صدا و سيما انجام شد – ابراز تعجب کردند و اعلام نمودند بر اساس اطلاعاتی که بلافاصله از صورتجلسه نهائی اخذ آرا در حوزه های انتخابيه استخراج و مسقيما وارد سايت کامپيوتری وزارت کشور می شود اينجانب کماکان در رتبه اول قرار دارم. رای مردم به اينجانب که برخلاف انتظار و عليرغم تلاش گسترده افرادی در نهادهای مختلف برای تخريب پايگاه اجتماعی اينجانب به صندوق ها ريخته شد، درحالی بود که بخشهايی از سپاه و بسيج در بسياری از شهرستانها از طريق پرداخت برخی وجوه به بعضی از مراکز و هيئات آنها را به خدمت گرفته بودند و همچنين با حضور غيرطبيعی بر سر صندوقها، بطور غيرقانونی برای فرد ديگری تبليغ می کردند. موضوع دخالت احتمالی بخشهايی از سپاه و بسيج را اينجانب قبلا بصورت حضوری بعرض جنابعالی رسانده بودم و آنگونه که شنيده ام وزرای کشور، اطلاعات و دادگستری نيز طی نامه ای آنرا به جنابعالی منعکس و خواستار اتخاذ تداببر لازم برای جلوگيری از وقوع آن شده بودند. همچنين برخی دوستان تاکيد می کردند بيشترين تقلب ها در ساعات پايانی شب انجام می شود و لذا اينجانب به وزير کشور پيشنهاد کردم ساعات رای گيری بيش ازحد ضرورت تمديد نشود که ايشان اعلام کرد ممکن است از برخی مراکز قدرت بر ای تمديد مکرر ساعات رای گيری فشار وارد شود. آنچه امروز به عرض حضرتعالی می رسانم برای تاکيد بر رای خود نمی باشد زيرا معتقدم ملت ايران بخوبی می داند اينجانب منتخب اول آنها هستم و هر چقدر هم که اختيارات نظارتی شورای نگهبان توسط خود آن شورا توسعه يابد، حرکت کودتاگونه آن شورا در اعلام غيرقانونی نتيجه ای غير از نتايج اعلام شده توسط وزارت کشور آنهم در ساعات اوليه بامداد روز بعد از انتخابات، قابل توجيه نخواهد بود و تنها می توان آن را لطف الهی برای افشای يک برنامه از پيش طراحی شده دانست که قبلا توسط يکی از روزنامه ها زمينه سازی شده بود. اينجانب که اين روند را خطرناک می دانستم ابتدا خبر تصميم خود برای برگزاری مصاحبه مطبوعاتی و افشاگری نسبت به تحولات مشکوک انتخاباتی را به دفتر جنابعالی اعلام و هفت ساعت پس از آن در مصاحبه خود ضمن تقدير از حضور پر شور مردم در انتخابات، نگرانی خويش از روند موجود را ابلاغ و در عين حال به صراحت اعلام کردم که در نظام ما، رهبری با اختيارات گسترده حضور دارد و اينجانب از ايشان تقاضا می کنم به موضوع وارد شوند و جلوی انحرافی که توسط باند مشخصی از سپاه و برخی مراکز قدرت طراحی و با حمايت شورای نگهبان انجام شده را بگيرند. هم اکنون نيز با تاکيد مجدد برآنچه در مصاحبه گفته ام از حضرتعالی تقاضا دارم برای رسيدگی به دخالتهای غيرقانونی و تلاشهای غيرمجاز بخشهايی از سپاه و بسيج که بر سرنوشت انتخابات تاثير داشته است دستور لازم صادر فرمائيد. حضرتعالی استحضار داريد شورای نگهبان در زمان حضرت امام (ره) نيز گام اوليه ای برای دخالت فراقانونی درانتخابات برداشت و تلاش کرد انتخاب مردم تهران در مجلس سوم که خلاف ديدگاه سياسی اکثريت اعضای شورای نگهبان بود را باطل نمايد. البته خوشبختانه آنروز شورای نگهبان در اين راه هيچ همراه و همفکری نداشت و نه وزارت کشور مانند امروز بی خاصيت و ناتوان بود و نه صدا و سيما مانند امروز تحت فشار گروه های خاص قرار داشت. در عين حال امام در برابر نخستين نشانه های دخالت غيرقانونی آن شورا در انتخابات ايستاد و اکنون نيز اينجانب از شما تقاضا دارم برای نجات انقلاب، اسلام و کشور از تبعات دخالتهای غيرقانونی بخشی از سپاه و نيز توقف روشهای بدعت آميز شورای نگهبان، دستور لازم صادر فرمائيد. اميدوارم همانطور که ورود امام به موضوع انتخابات مجلس سوم از ايجاد انحراف توسط شورای نگهبان جلوگيری نمود دستور حضرتعالی به عنوان جانشين امام، از روند خطرناکی که نتيجه آن بی خاصيت شدن رای مردم می باشد جلوگيری نمايد. درکنار طرح اين تقاضا، طرح چند نکته را ضروری می دانم:

1. من در همه صحنه ها و فراز و نشيب ها نشان داده ام که حراست از اصل انقلاب، نظام، اسلام و حقوق مردم برای اينجانب از هر چيز مهمتر است و نگرانی از تخريب ها، حملات و اقدامات احتمالی مرا از انجام وظيفه باز نخواهد داشت. اينجانب همانگونه که بی مهری از نزديکترين دوستان و برخی متحدان سياسی را بخاطر تاکيد بر حفظ اصول و ارزشها پذيرفته ام اکنون حاضرم بخاطر دفاع قدرتمندانه از حق انتخاب آزاد مردم نيز تبعات احتمالی را پذيرا شوم.

2. در طول ماههای گذشته به مناسبتهای مختلف بر بی طرفی رهبری نظام در انتخابات تاکيد کرده ام. اما درعين حال به صور مختلف تلاش کردم از نظر احتمالی جنابعالی نسبت به برخی کانديداها اطلاع حاصل کنم زيرا عقيده داشتم اگر جنابعالی نسبت به کانديدای خاص نظر مثبت داريد – اگرچه اين کار را مفيد نمی دانستم – از کانديداتوری خودداری کنم زيرا تصور می نمودم در آينده مشکلات ايجاد خواهد شد. اما برداشت اينجانب از سخنان و مواضع حضرتعالی اين بود که مهمترين نکته برای شما ، حضور گسترده مردم در انتخابات است.

3. عليرغم شفافيت مواضع جنابعالی، اخباری مبنی بر حمايت فرزند محترم شما - آقا سيد مجتبی – از يکی از کانديداها منتشر شد که پس از به تواتر رسيدن اين اخبار نگران شدم که مبادا اين موضوع مرتبط با ديدگاه حضرتعالی باشد. اما تجربيات سابق و شناختی که از شما داشتم مرا مطمئن کرد که اين موضوع نظر شخصی ايشان می باشد. پس از آن هم شنيدم که يکی از بزرگان به جنابعالی گفته اند که "آقا زاده حضرتعالی از فلانکس حمايت ميکند و شما فرموده ايد ايشان آقاست نه آقازاده" و به هر حال مشخص شد که آن حمايتها نظر شخصی آقا مجتبی بوده است. درعين حال کماکان خبرهايی در مورد فعاليت ايشان به نفع يکی از کانديداها – که سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول کرد و عنايتها به طرف فرد ديگر سرازير شد – و حتی رفت و آمد به ستاد انتخاباتی آن کانديدا منتشر شد. حضرتعالی به خوبی واقف هستيد که دخالتهای نسنجيده اطرافيان برخی از مقامات روحانی و سياسی در سالهای گذشته تبعات منفی فراوانی برای کشور و نظام داشته است و لذا اينجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزی از جنابعالی تقاضا می کنم اجازه ندهيد تجربه ديگری به تجربه های تلخ گدشته اضافه شود در عين آنکه اطمينان دارم شخصا از برخی اقدامات مورد نظر حمايتی نکرده ايد و شايد مخالف آنها نيز بوده ايد و اکنون نيز با هوشمندی که از حضرتعالی سراغ دارم مطمئنم برای رفع شائبه های احتمالی موجود تدبيری خواهيد انديشيد چون جنابعالی جانشين امامی هستيد که وقتی در يک حادثه عده ای مدعی شدند مرحوم آيت الله حاج آقا مصطفی خمينی باعث ايجاد محدوديتهايی برای ارتباط مردم با امام شده است عليرغم جايگاه فکری و فقهی آن مرحوم دستور داد که "ايشان در کارهايی که مربوط به من است دخالت نکند."

4. ضمن تاکيد بر تقاضای خود – بازشماری آرا در برخی حوزه های مشکوک، استفاده از روشهای کامپيوتری برای کشف آرای تکراری و نيز شناسايی منبع و مجوز پرداخت بعضی از وجوه در روزهای منتهی به انتخابات – به استحضار حضرتعالی می رسانم نتيجه انتخابات هرچه باشد ديگر دراين باب مصدع حضرتعالی نخواهم شد.

5. معتقدم سپاه بر خون جوانانی بنا شده است که همه آنها شاهد و ناظر بر اعمال ما هستند و حفظ سپاه را برای حراست از کشور و انقلاب ضروری می دانم. همچنين يقين دارم اکثريت نيروهای جان بر کف سپاه نيز از برخی مسائل موجود ناراضی هستند. همانطور که اکثر آنها با برخی فعاليتهای اقتصادی که به نام اين نهاد مقدس انجام می شد مخالف بودند. خوشبختانه جنابعالی دستوراتی برای جلوگيری از فعاليتهای اقتصادی توسط نيروهای نظامی صادر و از خطرات اين کار جلوگيری نموديد. اينجانب از شما تقاضا می کنم با رهنمود ديگری بخشی از سپاه و بسيج را که در کارهای سياسی وارد شده اند از اين اقدام – که خطر آن به مراتب بيش از اقدامات اقتصادی است – برحذر داريد. من معتعقدم که اگر قرار است عده ای از دوستان در سپاه و بسيج به مراکز قدرت دسترسی پيدا کنند بهترين کار آن است که اين مسئوليتها مستقيما به آنها محول شود نه آنکه اعتبار سپاه را خرج رساندن عده ای به قدرت نمايند و در اين راه مرتکب اقدامات غير قانونی شوند. اين نکته را از آن جهت عرض می کنم که حضرتعالی در ييام شفاهی خود برای اينجانب اعلام فرموده ايد اجازه بحران سازی در کشور نخواهيد داد و من معتقدم بحران ناشی از دخالتهای نابجا در انتخابات خطرناکترين بحرانی است که امروز و آينده کشور را تهديد می کند.

6. امروز مشخص شد روش اعتدال گونه و همراه با حفظ اصول و آرمانها که همواره مورد توجه اينجانب بوده و اتفاقا منجر به دشمن تراشی های فراوان برای اينجانب در ميان صاحبان سلايق مختلف شده است با مقاومتهای فراوانی روبروست و لذا به نظر می رسد راحت ترين کار برای اينجانب آن است که از همه فعاليتهای سياسی کناره گيری کنم اما وفا داری به راه امام، دين نسبت به اسلام و انقلاب و قدرشناسی نسبت به مردم، حقير را از عافيت جويی برحذر می دارد. لذا تصميم به تشکيل حزبی فراگير و غيرحکومتی گرفته ام. خوشبختانه سفرهای چهار ماه اخير، اينجانب را با ميليونها ايرانی متدين، خالص و دلسوز آشنا نمود که دغدغه اصلی آنها حفظ اصول و در عين حال رفع مشکلات فراوان جامعه است و اکنون مطمئن هستم اکثرآنها آمادگی دارند در تشکيل حزبی فراگير با اينجانب همکاری نمايند. حزبی که اينجانب تشکيل می دهم – و هر کس اکثريت اعضا خواستند دبير کل آن خواهد بود – هم از حيثيت ملت بزرگ و شريف ايران دفاع خواهد کرد و هم برای شفاف شدن مواضع و تقويت مبانی تحزب اقدام می نمايد و هم بشدت با دو گروه که دشمنان اصلی انقلاب و کشور هستند يعنی اقتدار گرايان متحجر و سکولارهای مخالف نظام مرزبندی خواهد داشت. حزب مورد نظر اينجانب بشدت در برابر کسانی که با رای مردم مخالف هستند – و حتی از ابراز اين عقيده متحجرانه ابا ندارند – ايستادگی خواهد کرد و اگر لازم باشد آنها را به مردم معرفی می کند.

7. من بارها در سالهای گذشته از اينکه تعدادی از احزاب توسط قدرتمندان درست شده و رقابت را بر ساير احزاب و گروهها سخت کرده اند، انتقاد نموده ام. امروز برای آنکه خودم مشمول اين انتقاد نباشم و شائبه هرگونه سوء استفاده از قدرت سياسی و اجرائی در تشکيل و ادامه فعاليت حزب منتفی شود، ضمن تشکر از ابراز اعتماد جنابعالی، از اين لحظه از کليه مسئوليتهای سياسی از جمله مشاورت حضرتعالی و عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفاء می دهم. قاعدتا با شناختی که از اينجانب در بين همه دوستان از جمله حضرتعالی وجود دارد ، همگان مطمئن خواهند بود که اينجانب کماکان بر اصول و آرمانهای خود پافشاری خواهم کرد و اجازه نخواهم داد مرزهای ضروری با افرادی که مبانی اصلی نظام يعنی جمهوريت و اسلاميت را قبول ندارند شکسته شود. اگرچه در هر شرايطی حتی دفاع از حقوق شهروندی کسانی که با آنها اختلاف عقيده دارم – چه متحجران و چه سکولارهای مخالف حکومت دينی – را فراموش نخواهم کرد و بعنوان يک وظيفه بر آن پافشاری می نمايم. سلامتی جنابعالی، آبادانی ايران و سربلندی نظام جمهوری اسلامی را از درگاه حضرت احديت مسئلت می نمايم.

مهدی کروبی

+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در پنجشنبه دوم تیر 1384 و ساعت 15:51 |
به چی دلخوش کنیم زنده بمونیم

آخــه تـا کـی از آزادی بــخـونیـم

این هم آخر تحریم انتخابات ، اصلاح طلبان شکست خوردند و تحریمیان پیروز میدان بودند ،منتظر تغییر حکومت به شیوه ی تحریمیان هستیم .

+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در پنجشنبه دوم تیر 1384 و ساعت 15:48 |