تبليغاتX
دوباره میسازمت وطن
و اینها همه تقدیم به تو ای دلاور دانشجو...

فریاد ما خاموش نخواهد شد.

       

      

تقديم به شهدای کوی دانشگاه
پاينده ايران
ضجه ايران


چشمهای من بباريد، وقت باريدن شده
ناله ها بايد نمود ، هنگام ناليدن شده
از شقاوتهای جلادان نامرد و زبون
وقت خوابيدن سر آمد ، وقت روييدن شده
دستها را بار ديگر مشت بايد کرد و فريادی کشيد
گوش باد باز کرد و ضجه ايران شنيد
ضجه ايران که در سوگ و عزا و ماتم است
ضجه ايران که تحت سلطه درد و غم است
عزم خود را جزم بايد کرد و آغازی نمود
زخم اين سر نيزه ها را از دل ياران زدود
آه ياران وقت بي عاری سر آمد کوششي
همتي بايد نمود و رويشي و جوششي
بار ديگر کاوه بايد تا ظهوری نو کند
کاخ اين ضحاک را بايد که زير رو کند
وقت اين آمد که استبداد را پايان دهيم
اين چنين زنجير ها را از تن خود بر کنيم
چاره بيماری ميهن فقط آزادی است
قيمت آزادی ايران ما جانبازی است
کوشش ما بيثمر هرگز نخواهد بود اگر
بيم و ترس مرگ را از سينه ها بيرون کنيم
آرزو دارم که روزی در کنار يکدگر
کاخ استبداد را در اين وطن ويران کنيم


بيست تيرماه هزار و سيصد هفتاد و هشت
خيابان شانزده آذر - خيابان انقلاب
يا حق

+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در دوشنبه چهاردهم آذر 1384 و ساعت 16:23 |
بیاد آن روزها  ...

که چه ها نگذشت !

       آن روز

         آن روز

  آن روز

         ان روز

            

      

 

 

 

 

 

 

 

         

         

         

 

        

 

       

 و اما جالب است بیانات خامنه ای در باب این وقایع:

 بچه‏ها عصبانى شدند؛ آنها آمدند و خواستند از عصبانيت اين جوانان استفاده كنند؛ داخل صفوف اينها شدند و شعارها را از شعارهاى دانشجويى، به شعارهاى ضدّ نظام تبديل كردند؛ بعد هم جريان را به خيابانها كشاندند و قضايايى كه شنيده‏ايد و مى‏دانيد. خيال كردند كه كار را پيش برده‏اند؛ اما نيروى انتظامى با قدرت وارد شد. با اين‏كه آن ضربه را آن روز اوّل و دوم به نيروى انتظامى زدند، اما انصافاً نيروى انتظامى خوب به ميدان آمد. انتظار اين بود كه نيروى انتظامى بعد از آن ضربه اوّل - ضربه حيثيّتى - اصلاً نتواند هيچ دفاعى بكند؛ اما انصافاً به ميدان آمدند و خوب دفاع كردند. بعد هم كه بسيج - آن نيروى اصلى و عظيم ملت ايران - با سازماندهى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى وارد شد و به‏طور قاطع، مثل كاغذى كه مچاله كنند، دشمن را مچاله كردند. فرداى آن روز هم كه ملت به صورت واقعاً خودجوش به خيابانها آمدند و آن تظاهرات پُرشور و عظيم و ميليونى را راه انداختند كه دستهاى بيگانگان سعى كردند آن را كوچك كنند. در نظر چه كسى كوچك كنند؟ در نظر مردمى كه در كشورهاى ديگر هستند. ممكن است كه موفّق شوند حادثه را طور ديگر جلوه دهند؛ اما مردمى كه در تهران، در اصفهان، در شيراز، در مشهد، در تبريز، در شهرهاى گوناگون و همه جا خودشان ديدند كه چه خبر بود، آيا در نظر اينها هم مى‏توانند حقيقت را قلب و عوض كنند؟

                                                                  ***

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

ملت رشيد و غيور ايران، مردم عزيز تهران‏

دو روز است كه جمعى از اشرار با كمك و همراهىِ برخى از گروهكهاى سياسىِ ورشكسته و با تشويق و پشتيبانى دشمنان خارجى در سطح تهران، به فساد و تخريب اموال، و ارعاب و عربده‏جويى پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شده‏اند. دشمنان زبون و حقير اسلام و انقلاب گمان كرده‏اند، انقلاب و مردم مؤمن و انقلابى به آنان اجازه خواهند داد كه با فتنه‏انگيزى خود، راه سلطه‏ى امريكاى جنايتكار را بر ميهن عزيز ما هموار كنند. گروهكهاى وابسته و معاند، طبق تحليل اربابان و معلمان خود، گمان كرده‏اند مردم ايران از اسلام و انقلاب، دست برداشته‏اند، و به خيال باطل خود مى‏خواهند از انقلاب اسلامى انتقام بگيرند؛ ولى غافل از اين‏كه ملت مؤمن و شجاع و هوشيار به آنان و اربابان و پشتيبانان آنان اجازه‏ى ادامه‏ى شرارت را نخواهند داد و نظامِ مقتدر اسلامى، آنان را به شدت منكوب خواهد كرد.

به مسؤولان در دولت و بخصوص مسؤولان امنيت عمومى تأكيد شده است كه با درايت و قدرت، عناصر مفسد و محارب را بر جاى خود بنشانند و بى‏شك كسانى كه چشم به فتنه‏انگيزيهاى اين روسياهان دوخته‏اند، مأيوس خواهند شد. ملت بزرگ ايران مخصوصاً جوانان عزيز بايد در كمال هوشيارى مراقب حركات دشمن باشند و به طور كامل با مأموران، همكارى كنند و عرصه را بر عناصر مزدور و خودفروخته‏ى دشمن، تنگ نمايند. و به خصوص فرزندان بسيجى‏ام بايد آمادگى‏هاى لازم را در خود حفظ كنند و با حضور خود در هر صحنه‏يى كه حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرغوب و منكوب سازند.

تأييد اسلام و مسلمين را از خداوند متعال مسألت مى‏كنم.

سيّد على خامنه‏اى - 22/04/1378

دیگر سخنان خامنه ای در این باب:

  http://www.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=780421A

 http://www.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=780422A

http://www.khamenei.ir/FA/Speech/detail.jsp?id=780504A 

 

 

+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در دوشنبه چهاردهم آذر 1384 و ساعت 16:14 |
  گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

                             خوشگله

چون نيك بديدم بحقيقت به از آني

نيكو تر از آني به شكر خنده كه گويم :

اي خسرو خوبان كه تو شيرين زماني

 

+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در جمعه یازدهم آذر 1384 و ساعت 16:3 |
                                احمدی...

     هاله نور

                           

  این کاریکاتورها که به مراتب از احمدی نژاد زیباتر هستند مربوط به مزخرفات جدیده اوست

                   

+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در پنجشنبه دهم آذر 1384 و ساعت 12:21 |
گزارش كامل ايسنا از برگزاري مراسم سالگرد فروهرها در حسينيه‌ي ارشاد

سخنراني محسن كديور، حسين شاه‌ويسي، پرستو فروهر و اكبر معين‌فر به همراه حاشيه‌ي مراسم
 
 
 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سياسي 

 

             



**مراسم پنجمين سالگرد پروانه و داريوش فروهر، عصر امروز(‌٠٢/٠٩/١٣٨٢)  در حسينه‌ي ارشاد برگزار شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، ‌در اين مراسم كه جمعي از همفكران مرحومان فروهر و فعالان سياسي حضور داشتند، معين‌فر، ‌محسن كديور و شاه‌ويسي به بيان ديدگاههايشان درباره‌ي مسائل سياسي روز جامعه و قتلهاي زنجيره‌يي پرداختند.
هم‌چنين پرستو فروهر، فرزند مرحومان، خاطراتش را از فعاليتها و عقايد پروانه و داريوش فروهر بيان كرد.

               

** پرستو فروهر گفت: پس از پنج سال در ماه آذر گرد‌هم آمده‌ايم تا ياد داريوش و پروانه‌ي فروهر و يكايك قربانيان خونين اين ماجرا را زنده نگاه داريم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي كه در حسينيه‌ي ارشاد سخن مي‌گفت، با بيان اينكه در گذر زمان ياد آنها زنده است و شفاف‌تر مي‌شود، به بيان خاطراتي از دوران مبارزات سياسي پدرش در دوران قبل از انقلاب و شكنجه‌هايي كه وي متحمل شده بود، پرداخت و گفت: آنها سالها زير سايه‌ي سنگين هجوم خشونت ايستادند و دست از تلاش برنداشتند.
فروهر با بيان اينكه در حال حاضر از جسم داريوش و پروانه‌ي فروهر تنها دو لكه خون خشك‌شده بر فرش باقي مانده است، عنوان كرد: از آن هنگام كه چشم از آنها فرو بستم و آنها را به خاك سپردم، دادخواهي از آنچه بر آنها رفته با زندگي‌ام عجين شده است.
وي خطاب به حاضران در اين مراسم و مردم عنوان كرد: ما خيل داغداران را از ياد نبريد، ما سوگ و درد خويش را با غرور به شانه‌هاي خود كشيده‌ايم و اميد به عدالت را در لابه‌لاي زخم‌هاي دلمان پاس داشته‌ايم.
وي كه از قتلهاي زنجيره‌يي و زخمهايي كه اين فاجعه ايجاد كرد به عنوان درد مشترك مردم ايران نام مي‌برد، آن را نقطه‌ي عطفي در توجه به سرنوشت دگرانديشي در ايران دانست.
فروهر كه در اظهاراتش آنچه در طي پنج سال اخير در رسيدگي به پرونده‌ي قتلها انجام شده را كافي و در حد مطلوب نمي‌دانست، به آنچه آن را اتفاقاتي كه براي برخي از روزنامه‌نگاران، روزنامه‌ها و وكلاي پي‌گير در اين قضيه افتاد، مي‌ناميد، اشاره كرد و مدعي شد كه اين اتفاقات، تاواني بر پيگيري آنها در اين قضيه و پافشاري آنها در جهت معرفي عاملان اين قتلها بوده است.
فروهر هم‌چنين با بيان اينكه قتلهاي زنجيره‌يي به ابزاري براي امتيازگيري از حريف تبديل شده است، خطاب به مردم گفت: تعهد به حقيقت و عدالت را از ياد نبريد و اين تعهد پربار را با انديشه‌ي واپسگراي انتقام، كدر نكنيد كه انتقام زاييده‌ي خشونت است.
وي با زنده‌نگاه‌داشتن ياد و خاطره‌ي كساني كه در اين قتلها جان خود را از دست دادند، به اظهاراتش خاتمه داد.
هم‌چنين در اين مراسم، معين‌فر با بيان ديدگاه‌هايش در ارتباط با قتلهاي زنجيره‌يي به اوضاع سياسي كشور اشاره كرد و اظهار داشت: امروز ايران به جبهه‌ي متحد ملي براي حفظ آزادي و استقلال و تماميت ملي نياز دارد و تنها راه حفظ حقوق ملت از خطرهاي ايجادشده، اتكا به مردم و آرمانهايي كه ملت ايران در سده‌ي اخير دنبال آن بودند، است.
 
              

**محسن كديور در مراسم سالگرد مرحومان فروهر گفت: پنج‌سال پيش به جرم اعتراض به اين قتلهاي فجيع 18 ماه به دانشگاه اوين رفتم و امروز براي بار دوم، همه‌ي سخنان گذشته‌ام را تكرار مي‌كنم.
به گزارش ايسنا، در ادامه به نامه‌ي حضرت علي‌(ع) خطاب به مالك اشتر اشاره كرد و با بيان اين‌كه در اين نامه، حضرت علي(ع) نسبت به ريختن خون ناحق و مظلوم، هشدار داده شده است، گفت: با ريختن خون ناحق، حكومت زايل مي‌شود.
اين مدرس دانشگاه هم‌چنين با اشاره به توصيه‌ي حضرت به مالك مبني بر دقت در انتخاب كارگزارانش و مراقب بر رفتار آنان با مردم گفت: حضرت مي‌گويد كاري كن كه مامور متعرض به جان، مال و ناموس مردم به مجازات مناسب برسد.
كديور با اعتقاد به اين‌كه اين دو فراز در خصوص قتلهاي زنجيره‌اي، قابل برداشت است، گفت: سابقه‌ي قتل سياسي در ذهن شهروندان، بسيار سوء و ناشايست است. پيش از انقلاب شخصيتهاي آزادانديش خارج از زندانها به قتل مي‌رسيدند كه در صدر آنها سيدحسن مدرس بود كه در زندان شهرباني به قتل رسيد.
وي در ادامه از فرخي‌يزدي، كريم پورشيرازي و ... نيز نام برد و افزود: پس از پيروزي انقلاب، مردم اميد داشتند كه ديگر چنين اتفاقاتي روي ندهد، بدون امكان دفاع و آيين دادرسي، به اعدام محكوم نشوند و حكمشان در خيابان، مخفيانه اجرا نشود ولي اين اتفاق افتاد.
وي با بيان اين‌كه روسياهي قاتلان داريوش و پروانه فروهر در تاريخ باقي خواهد ماند و طرح اين سوال كه پس از اين پنج سال چه كرده‌ايم، گفت: در اين‌كه اقدامي ضداخلاقي، خلاف شرع و قانون صورت گرفته، هيچ شكي نيست.
كديور، يكي از قابل دفاع‌ترين اقدامات خاتمي را موضع‌گيري او در قبال قتل‌هاي زنجيره‌اي دانست.
رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات اضافه كرد: امروز مي‌دانيم كه عاملان و مباشران اين قتلها افشا، محاكمه و در دادگاههاي غيرعلني محكوم شده‌اند. گفته شد كه متهم شماره يك اين پرونده در زندان خودكشي كرده است و چيزي بيش از آن گفته نشد.
وي با بيان اين‌كه امروز اولياء دم معتقدند كه روند دادرسي عادلانه نبوده است، اظهار عقيده كرد: افكار عمومي هم معتقد است كه قضاوت در مورد اين پرونده‌ي ملي منصفانه نبود.
 
     
به زعم وي، نخبگان بيش از افكار عمومي ترديد دارند كه اين قتلها خودسرانه بوده باشد.
كديور با نام‌بردن از عاملان، بسترسازان و آمران به عنوان سه‌گروهي كه در اين قتلها دست داشتند، نام برد و گفت كه اولياءدم، افكار عمومي و نخبگان معتقدند كه تنها گروه اول دستگير و مورد محاكمه‌ قرار گرفته‌اند ولي پرونده به مرحله‌ي بسترسازان و آمران نرسيده است.
كديور با اشاره به اين‌كه رييس كميسيون اصل 90 با صراحت به خانواده‌ي فروهرها اعلام كرده است كه در مسير بررسي اين پرونده به مراحلي رسيده‌اند كه از اختيار آنها خارج است، اضافه كرد: حتي رييس كميسيون قضايي هم از احتمال بازسازي كادر آن قتل‌ها سخن مي‌گويند.
وي با يادآوري اين‌كه ناصر زرافشان براي دفاع از اين قتلها و اكبر گنجي به علت افشاگري اين قتلها هم‌چنان در زندان به سر مي‌برند، پرسيد: آيا تضميني براي عدم تكرار اين وقايع شوم وجود دارد؟
اين مدرس دانشگاه ابراز عقيده كرد: به گفته‌ي اولياءدم و رجوع به افكار عمومي و نخبگان درمي‌يابيم كه اراده‌ي جدي‌اي براي برخورد با آمران و زمينه‌گستران اين پرونده وجود نداشته و متاسفانه ندارد.
كديور هم‌ چنين با اشاره به اين‌كه پيش‌نويس قطعنامه سازمان ملل متحد درباره‌ي نقض حقوق بشر به تصويب رسيده است، گفت: وكلاي خانواده فروهر اعلام كرده‌اند كه دو فرد باقي‌مانده متهمان اين پرونده نپذيرفته‌اند كه خودسرانه آن اقدام فجيع را كرده‌اند و آن را امري از مسوولان مافوق خود خوانده‌اند، ولي اراده‌ي چنداني براي پي‌گيري اين پرونده در داخل به چشم نمي‌خورد تا جايي كه خانواده‌ي فروهرها به كميسارياي عالي ملل متحد روي آورده‌اند.
وي در ادامه پرسيد: چرا آنان كه از ظلم به جان آمده‌اند و مرجع داخلي‌اي براي تظلم‌خواهي نمي‌يابند.
رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ادامه داد: اگر رخداد آذر 77 بدون نظر مسوولان آنها بوده ، پس نشانگر عدم تدبير آنهاست كه ماموران امنيتي‌شان سالها هرچه خواستند كرده‌اند و اگر آن فجايع با اطلاع و نظر مساعد مسوولان آنها بوده است، مساله بسيار تلخ‌تراست.
كديور در پايان خاطرنشان كرد: انتظار نخبگان، افكار عمومي و اولياءدم، برخورد قانوني و عادلانه با آمران و زمينه‌گستران اين اقدامات خشونت‌بار و ضداخلاقي و ضداسلامي است.

**در ادامه‌ي اين مراسم، محمدحسين شاه‌ويسي از همفكران داريوش و پروانه فروهر گفت: اگر چه بيگانگان با وعده‌هاي دروغين آزادي، پشت مرزهاي ايران ايستاده‌اند، بايد مراقب بود كه آنان هرگز براي ما، آزادي به ارمغان نخواهند آورد.
به گزارش ايسنا، وي در سخنانش فروهرها را شهيدان راه مردم‌سالاري، آزادي و استقلال خواند و گفت: هرگز خودكامگان از تجربه‌هاي تلخ تاريخ عبرت نگرفته‌اند.
وي به گفته‌اي از داريوش فروهر مبني بر "اگر مرا بكشند باز هم ستيز و پيكار مردم دم به دم اوج مي‌گيرد، پس چه باك زندگي من فداي سربلندي ملت ايران باشد" اشاره كرد و گفت: هر گاه به ياد اين‌ گران‌مايگان مي‌افتم، دردي جانكاه در قلب خود احساس مي‌كنم.
شاه‌ويسي پرسيد: به راستي داريوش چه راه و رسمي داشت و چه مي‌گفت؟ آيا هواداري از تماميت ارضي ايران مبارزه راستين با فساد و پشتيباني از پاكي و پاك دامني و دفاع از آزادي و استقلال، در خور چنين مجازاتي است؟
وي با بيان اين‌كه رويدادهايي در دل مردم ماندگار مي‌ماند كه تاثيري مستقيم بر روند حركت جامعه داشته باشد، گفت: مرگ فروهرها از اين دست است.
شاه‌ويسي، خون فروهرها را آغاز يك حركت نو براي مطالبات ملي خواند و افزود: آنان دردمند نابسماني جامعه و ناسازگار با خشونت بودند. آنان با بهره‌گيري از باورها و سنت‌هاي ملي، همراه و همگام مردم بودند.
وي ابراز عقيده كرد: ما با سابقه‌ي 55 سال مبارزه‌ي مداوم با خودكامگان به فرهنگ ايران كه دين از اركان اصيل آن است، باور داريم و آن را راهنماي اخلاق متعالي مي‌دانيم، ولي در نتيجه‌ي عملكردهاي نادرست و به حساب دين گذاشتن‌ها، پايه‌هاي ديني مردم متزلزل شده است. از اين رو براي مبري نگهداشتن دين، جدايي دين از دولت را تنها چاره مي‌دانيم.
شاه‌ويسي با تاكيد بر اينكه هيچگاه دين از سياست جدا نخواهد شد، متذكر شد كه وي و همفكرانش هم‌چنان خواستار جدايي دين از دولت است و اين به معني جدايي دين از سياست نيست.
وي با اظهار اين عقيده كه در آغاز سال 76 براي گرم كردن تنور انتخابات نامزدها با برنامه و بي‌برنامه به صحنه آمدند، يادآور شد: وي و همفكرانش براي برگزاري انتخابات صحيح، پيش شرط‌هايي را در آن زمان طي اطلاعيه‌اي اعلام كرد ند و ماداميكه آن شرايط محقق نشود، از شركت در هر انتخاباتي پرهيز مي‌كند چرا كه حقوق ملت ناديده انگاشته شده است، از اين رو برگزاري هر انتخابات و اصلاحاتي بي‌نتيجه خواهد ماند.
شاه‌ويسي ادامه داد: اگر چه امنيت، اصلاحات، آرامش و توسعه خواست تمام ملت است ولي براي اينها بايد زمينه‌هاي رشد فراهم باشد.
وي گفت: چه بسا كساني موضع‌گيري دقيق فروهر در خصوص عدم شركت در هر انتخاباتي را حمل بر بي‌تحركي بدانند، ولي افسوس كه تا جان بر سر پيمان ندهيم، قدر بزرگان را ندانيم، حال پس از 6 سال صحت گفته‌هاي فروهر نمايان شد و نه تنها مردم به مطالبات خود دست نيافتند بلكه آزادي بيان و قلم محدودتر هم شد.
اين سخنران مراسم بزرگداشت فروهرها در ادامه به آنچه آنها را افزايش فرار مغزها، تورم، رشد بيكاري، فساد مالي، فرار فرزندان از كانون خانواده، كاهش ارزش پول ملي، دلزدگي جوانان و ياس و نااميدي از آينده، مي‌ناميد اشاره كرد و ابراز عقيده كرد كه اين معضلات از دلايل ناكارآمدي مسوولان است.
وي تاكيد كرد: آزادي بدون استقلال بي‌معناست و استقلال بدون صراحت دست نيافتني است و در تهديد استبداد و استعمار خواهد بود.
شاه‌ويسي گفت: ما بر اساس باورهاي ديرين خود به وجب وجب خاك ايران عشق مي‌ورزيم و تاكيد مي‌كنيم ، آزادي اعطايي بيگانگان پيشيزي ارزش ندارد.
شاه‌ويسي با بيان اين‌كه اگر فرصت‌ها از دست برود، چه پاسخي براي فرزندانمان خواهيم داشت، اضافه كرد: به دور از هر گونه شتاب‌زدگي، بارها هشدار داده و اينبار نيز ضمن محكوم كردن جنايات و جنايت‌كاران پرونده‌ي قتل‌هاي زنجيره‌اي اعلام مي‌كنيم كه اين پرونده هنوز باز است، چون آمران آن معرفي نشده‌اند.
وي با نقل جملاتي از فروهرها، تنها وظيفه‌ي ايرانيان را اتحاد با يكديگر و با انديشه استقلال و آزادي خواند و افزود: فروهرها قرباني اين انديشه شده‌اند.
وي گفت: بايد دوران نخبه‌كشي به پايان رسد و جوانان به جاي پشت ميله‌هاي زندان، پشت ميزهاي دانشگاه بنشينند. يك بار براي هميشه درس بگيريم و به جاي باج دادن به بيگانگان در فضاي اختناق، به ملت روي آوريم و درد مشتركمان را بدون هر گونه تبعيضي با هم حل كنيم و سرود آزادگي سردهيم.
شاه‌ويسي در پايان سخنانش به جمله‌اي از پروانه فروهر با اين مضمون اشاره كرد: “بيايد گله‌هايمان را براي زمان ديگر بگذاريم، ايرانمان روز سختي را مي‌گذراند“.

××× حاشيه‌ي مراسم
*** به گزارش خبرنگار ايسنا اين مراسم راس ساعت 2 بعدازظهر با قرائت كلام‌الله مجيد آغاز و در ساعت 4:30 به پايان رسيد.
*** در طول برگزاري برنامه امنيت و انضباط در حسينيه برقرار بود اما خروج حاضران از سالن و ترك خيابان از سوي آنها تا ساعت 5 به طول انجاميد. كه در اين بين بي نظمي‌ها و تنشهايي نيز به وقوع پيوست.
*** زماني كه كديور در سخنراني خود اين سئوال را مطرح كرد كه آيا روشن نشدن وضعيت نهايي پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي و مجموعه برخوردهاي پس از آن اين تضمين را مي‌دهد كه اين وقايع ديگر تكرار نشود، حاضران گفتند: نه.
*** پس از سخنراني كديور يكي از زنان حاضر در اين مراسم خواست سئوالي بپرسد كه مجري برنامه (بهرام نمازي) به او اجازه نداد پس از آن برخي شعار زنداني سياسي، آزاد بايد گردد سر دادند كه فورا جو كنترل شد و مجري برنامه از آنان خواست كه نظم را رعايت كنند. وي خطاب به حاضران گفت: برگزاركنندگان اين مراسم نه‌تنها آزادي زندانيان سياسي بلكه آزادي ملت ايران را خواستارند.
*** مردي در جلوي تريبون حاضر شد و خواست حرفي بزند كه مسوولان برگزاري اين مراسم او را به كناري كشيده، دعوت به آرامش كردند.
*** پس از سخنراني شاه‌ويسي حاضران بار ديگر شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد و رفراندوم، رفراندوم راه نجات مردم را سر دادند. اين بار نيز مجري برنامه خطاب به آنان گفت: ملت ايران بايد از زنداني به وسعت ايران نجات يابند.
*** معيني‌فر در سخنراني خود خطاب به حاضران پرسيد: آيا بايد در انتخابات شركت كنيم؟ حاضران نيز پاسخ دادند: نه. اين بار نيز مجري و معيني‌فر از حاضران خواستند تا سكوت را رعايت كنند.
مجري برنامه چند بار از حاضران خواست تا شعارهاي خارج از برنامه را سر ندهند.
*** دو پايه گل بزرگ يكي باعنوان حزب ملت ايران و يكي با عنوان جبهه دموكراتيك ايران روي سن قرار داشت.
*** جمعي از حاضران در حسينيه ارشاد به دليل كمبود جا حدفاصل صندلي‌ها و روي زمين نشسته بودند. گفتني است حجت‌الاسلام انصاري و كيانوش‌راد در خلال سخنراني پرستو فروهر به سالن آمدند كه در كنار سايران روي زمين نشستند.
*** جمعي از فعالان سياسي در اين مراسم حضور داشتند.
*** حضور خبرنگاران، عكاسان و تصويربرداران داخلي و خارجي در اين مراسم چشمگير بود.
*** معين‌فر در خلال سخنانش مدعي دور باطلي در ساختار حكومت ايران شد .
*** معين‌فرمدعي شد : عليرغم اينكه بعضي به دنبال مردمسالاري ديني هستند ولي هم مردم و هم دين به بازيچه گرفته شده است.
*** معين‌فر در خلال سخنانش به نظرسنجي از سوي برخي دانشجويان همدان اشاره كرد كه بيش از 75 درصد به پيش‌نويس قانون اساسي در بدو انقلاب جواب مثبت دادند. وي اين نتيجه را نشأت گرفته از سطح والاي انديشه دانشجويان دانست.
*** در خلال سخنراني‌هاي مراسم بيانيه‌هايي با عنوان حزب ملت ايران و كميته دفاع از قربانيان قتل‌هاي زنجيره‌اي قرائت شد.
*** زماني كه مجري برنامه پرستو فروهر را يكي از دو يادگار فروهرها معرفي كرد، حاضران پاسخ دادند: درود، درود و به پا خاستند و او را مورد تشويق قرار دادند. پرستو فروهر نيز در حالي كه بغض كرده بود از آنان با تعظيم تشكر كرد.
*** برخي حاضران قصد سر دادن شعاري با آغاز «پرستو، پرستو» - نام دختر فروهرها - را داشتند كه با فرياد سكوت، سكوت مجري، خاموش شدند.
زماني كه پرستو فروهر صحنه آخرين ملاقات با پدرش (پيكر بي‌جان وي ) را تشريح مي‌كرد، مي‌گريست
*** هنگامي كه پرستو فروهر از به زندان افتادن وكيل مدافع والدينش شكوه كرد،‌ حاضران شعار درود بر زرافشان را سر دادند.
*** پس از پايان سخنان پرستو فروهر حاضران (صداي زنان بيش از ديگران به گوش مي‌رسيد) شعار درود بر فروهر را سر دادند
*** مجري برنامه در پايان اعلام كرد كه پيامي از ناصر زرافشان دريافت كرده است ولي از آنجا كه وقت برنامه به پايان رسيده و سالن حسينيه ارشاد بايد براي برنامه ديگري تخليه شود از خواندن آن سر باز زد. وي از حاضران خواست تا با خواندن سرود «اي ايران» سالن را ترك كنند.
*** به گزارش خبرنگار ايسنا جمعيت در حال خروج از سالن شعارهاي زير را تكرار مي‌كردند:
فروهر، فروهر راهت ادامه دارد.
زنداني سياسي آزاد بايد گردد.
درود بر مصدق، سلام بر فروهر.
استقلال، آزادي، جمهوري، جمهوري.
امروز فقط اتحاد.
رفراندوم، رفراندوم اين است شعار مردم.
ايراني مي‌ميرد ذلت نمي‌پذيرد.
شركت در انتخابات، خيانت، خيانت.
خاتمي، خاتمي، استعفا، استعفا.
خاتمي سازشكار ننگت باد، ننگت باد.
(گفتني است دو شعار آخر تنها توسط عده اندكي گفته مي‌شد).
*** حاضران بار ديگر سرود «اي ايران و يار دبستاني من» را به همراه كف زدن خواندند.
*** پلاكاردي با اين مضمون «يگانه راه نجات، تحريم انتخابات» دست يكي از حاضران بود.
*** مسوولان برگزاري اين مراسم دائما از جمعيت مي‌خواستند كه از سالن بيرون بروند. و بيرون از سالن نيز از شعار دادن خودداري كنند.
*** يك شبكه تلويزيوني ژاپني با برخي از حاضران گفت‌وگو مي‌كرد و علت حضور آنان در اين مراسم را جويا مي‌شد.
نيروي انتظامي كه كنترل نظم خيابانهاي اطراف را بر عهده داشت پس از پايان برنامه حاضران را به ترك مقابل حسينيه ارشاد دعوت مي‌كردو آنان را از پياده‌روها به خيابان سوق مي‌داد. اين در حالي است كه يك چهارراه پايين‌تر براي جلوگيري از ترافيك مردم از خيابان به پياده‌روها هدايت مي‌شدند.
*** چندين نفر در جايجاي مختلف خيابان شريعتي فيلمبرداي مي‌كردند كه يك تن از آنان دو بار مورد اعتراض قرار گرفت كه با كمك همراهانش بار ديگر به كار خود ادامه داد.
*** حضورافراد بدون لباس فرم پر رنگ بود وبي‌سيم و باتوم‌هاي آنان بعضا مشاهده ميشد . در همين راستا چندين بار از خبرنگاران ايسنا كارتهاي شناسايي آنها خواسته شد و حتي عكاس ايسنا دقايقي در اختياراين افراد قرار داشت كه با وساطت نيروي انتظامي آزاد شد و از او خواسته شد كه عكاسي نكند. زماني كه وي در اختيار اين افراد بود مردم از دو طرف خيابان فرياد مي‌زدند: ولش كن، ولش كن.
*** برخي معترضين به برنامه به كساني كه به شكل پراكنده شعارهايي را زمزمه مي‌كردند و يا پوسترهاي فروهر‌ها را در خيابان دردست داشتند هجوم مي آوردند وپوستر ها يشان را پاره ميكردند كه هر بار با حضور نيروي انتظامي مساله فيصله مي‌يافت. ولي ظاهرا اقدامي در راستاي دستگيري اين افراد نمي‌شد.
*** اين افراد با چند تن از فعالان دانشجويي برخورد شديد‌اللحني كرده، اقدام به دستگيري يكي از آنان كردند و وي را به داخل اتومبيلي سوق دادند كه با اعتراض ديگران مجبور به آزاد كردن وي شدند. در اين جريان عينك اين دانشجو شكسته شد.
*** دوربين يكي از عكاسان از سوي اين افراد به زمين پرتاب شد.
*** برخي از اين افراد معترض به برنامه حامل اسپري و بي‌سيم بودند.
*** در خيابان شريعتي، تقاطع همت درگيري هاي مختصري پيش آمد كه نيروي انتظامي فورا جمعيت را متفرق كرد.
*** حاضران در مراسم در تقاطع سيد خندان متفرق شدند و نيروي انتظامي از آنها مي‌خواست كه هر چه سريعتر خيابان را ترك كنند.
+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 15:20 |
آتشی به خاطره داریوش فروهر
 
نوشتاری از مسعود بهنود                        

در سالگشت قتل ناجوانمردانه پروانه و داريوش فروهر، کدام خبر مي توانست به ياد و خاطره آن دو نمونه درشت و درخشان از جريان استقلال طلبي و آزادي خواهي جامعه ايران آتش بزند جز آتش سوزي کتابخانه دانشکده حقوق که سال هابي پذيراي قامت بلند داريوش خان بود.

داريوش فروهر جوان بود، خيلي جوان که در فضاي آزاد بعد از شهريور بيست به صف هواداران نهضت ملي درآمد و بر سر اين آرمان ماند تا زماني که پير و شکسته ميزبان تعصب و خشونت شد که نه به او رحمي کردند و نه به پروانه که روزگاري پروانه جنبش دانشجوبي ايران بود و حالا سفيد کرده مو آمده بود تا در آخرين لحظات هم همسرنوشت کسي باشد که همفکر و همسرش بود. با هم دشنه آذين شدند.

در آن روزگاران دانشگاه تهران تنها محمل تربيت نخبگان نسل نو بود. از دانشکده پزشکي جواناني، روپوش سفيد بر روي دست بيرون مي آمدند و دو تا دو تا درس هاي پروفسور شمس و پروفسور عدل و دکتر جهانشاه خان صالح را با هم مرور مي کردند. همه مي دانستند که فرداي اينان روشن است و طبيب دردها خواهند بود.

از پله هاي دانشکده حقوق اما جواناني راست و خندگ، با طمانينه و متانت بيرون مي آمدند که شرط نخست شاگردي در محضر سيد کاظم عصار، دکتر امامي، دکتر صديقي، دکتر معتمد بود که اينان خود متانت از دکتر مصدق و مشيرالدوله، ذکا الملک و منصورالسطنه عدل و ابوالحسن خان فروغي آموخته بودند. در اين دانشکده فرياد نبود چرا که از آن جا مقرر بود که دولتمردان و قضات آينده به در آيند. آن ها که بايد جانشين مصدق و قوام و سهيلي و ساعد مي شدند.

همکف دانشکده، کتابخانه دانشکده حقوق به هزاران کتاب مجهز بود که بيش ترش از خانه و کتابخانه شخصي شاهزادگان و اشراف پيشين به در آمده بود، تا نام و نشان آن ها را حفظ کند. همين جا بود که وقتي دانشجو داريوش فروهر ظاهر مي شد و فرمان حرکت مي دهد، کتاب ها بسته شد و جمع به سوي محل اجتماعات حرکت مي کردند. در آن جا دانشجويان ملي و توده اي در تکاپو بودند. اين ها آماده مي شدند تا کشور را در سال هاي آينده رهنمون شوند و هر کدام الگو و ليدري داشتند اما در سرشان جز آبادي و آزادي کشور نبود.

به رويايي خوش مي ماند از روزگاري سپري شده که قدرش ندانستيم. کسي را در آن شور گمان نبود که چون اين نسل از دانشکده فارغ شود به حادثه اي که با سقوط دکتر مصدق اتفاق افتاد، جاي گروهي از آن استادان و جمعي از اين شاگردان به زندان خواهد بود. ديگر آن شور آزادي از دانشگاه تهران رخت برخواهد بست. روزگار تا بيست و پنج سالي بر مدار ديگر خواهد گشت و از دلش سرنوشت ربع قرن بعد بيرون خواهد زد. و باري آن سلسله که از دانشکده حقوقش دولتمردان و قضات عالي مرتبت بيرون آيند، گسسته مي شود. تا اينک که دولتمردان را سابقه سپاهي گري و تندروي بس است. آن يک دست کت و شلوار هميشه مرتب دوخت وطن، آن متانت و آرام و به طمانينه سخن گفتن. آن ايستادگي بر سر منطق و آرمان. آن يکدله بودن بر سر سرنوشت ميهن جاي خود را به کاپشن و فرياد و شعار مي دهد.

آن استادان که اگر اهل مبارزه بودند – چونان که مهندس بازرگان، دکتر يزدي، دکتر کشاورز، مهندس زنگنه، غلامحسين فروتن، دکتر شايگان و دکتر صديقي، –، و اگر اهل مسالمت جويي بودند – دکتر سياسي، دکتر شيباني، دکتر جهانشاه صالح، بديع الزمان فروزانفر، فاضل توني -، اگر اهل عمامه بودند – آقايان عصار، سنگلجي، مشکور، امامي – و اگر متجدد بودند همه در انسان هاي متين و موقر، پاکدامن و فاضل.

آن دانشجويان که اگر ملي بودند يا توده اي، و اگر هوادار حکومت – که کم ميانشان بود – به نام هاشان که نگاه کني، باري مي گويد که در سرشان چه بود: داريوش فروهر، حيدر رقابي[ هاله] مصطفي چمران، ابراهيم يزدي، عباس شيباني، عزت الله سحابي، عباس اميرانتظام، جهانگير عظيما، ابوالحسن بني صدر و..
شايد مروري بر سرگذشت همين ها و آنان که مانده اند و آنان که رفته اند، بيش تر گواه حسرت دوران باشد.

در سالگشت فقدان پروانه و داريوش فروهر، با خبر آتش سوزي کتابخانه دانشگده حقوق، جا دارد اگر خون موج زند در دل سنگ. اما بايدم گفت از آن همه شور که روزگاري به پاي اين جامعه ريخته شد، و آن همه سرو که در پايش به خاک افتاد، و اين همه موي کرده سفيد که مانده اند در معرض آسيب زمان، اين سخن به يادگار مانده است. همان که داريوش فروهر در سخت ترين لحظات از يادش نمي برد. بي گمانم که چون آن حيوانات بر سرش ريختند هم جز اين بر دلش نبود. اين سرزمين روزي با ما يا بي ما، آباد خواهد شد. آزاد خواهد شد.

اين همان ندايي است که من از درو ديوار سوخته کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران مي شنوم، که اينک دو روزست از آن بوي کتاب و چرم سوخته مي آيد. به دل سوخته من ماند به قول نيما.

                     دریغا...

+ نوشته شده توسط میترا (مانی) در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 12:50 |