هاشمی ثمره شخصیت پشت پرده دولت کیست؟
مردی که رئیس جمهور پشت او نماز می خواند
آرش مهدوی
"رئیس جمهور بسیار تندخو و عجول است". این را همه کسانی که در طول دو ماه گذشته در کاخ ریاست جمهوری با محمود احمدی نژاد، سر و کار داشته اند، می دانند. احمدی نژاد، نه فقط با کارکنان ریاست جمهوری،؛ بلکه با اعضاء کابینه و مشاوران خود نیزرفتار مشابهی دارد. تنها یک نفر است که رفتار با وی، از این قاعده مستثنی است: مجتبی هاشمی ثمره. احمدی نژاد، نزد این هم اتاقی ثابت خود، با احترام رفتار می کند و موقع نماز، پشت سر وی می ایستد و حتی از روحانيون حاضر هم می خواهد که به وی اقتدا کنند.مجتبی هاشمی ثمره کیست؟
قدیمی ترین خاطره ها از"برادر مجتبی"، که یک سرش به سپاه پاسداران وصل بود و سر دیگرش به دستگاه امنیتی، به کردستان بر می گردد، و نقش وی در برخورد با مردم این بخش از ایران.آشنایی وی با احمدی نژاد هم ، در همین سال ها، رنگ و روی دیگر گرفت. از همان دوران با محافل راست افراطی در ارتباط بود و به تدریج در بیت آقای مصباح یزدی، جای مناسب خود را یافت و تبدیل به امین وی شد. کسانی که بعدها مجتبی هاشمی ثمره را در دفتر ستاد تبلیغات ریاست جمهوری احمدی نژاد دیدند، به خوبی به یاد دارند که او به جای تصوير آيت الله خمينی و یا آيت الله خامنه ای، عکسی از آيت الله مصباح يزدی را روی ميز خود گذاشته بود.
مجتبی هاشمی ثمره در سال های هفتاد و در دوران وزارت خارجه علی اکبر ولایتی، به توصیه محمد رضا باهنر، به وزارت خارجه راه یافت و بعد از مدت کوتاهی به مدیرکلی اداره گزینش این وزارتخانه منصوب شد.يکی از اقدامات مجتبی ثمره در وزارت خارجه و در مقام مديرکل گزينش، ايجاد بخشی بود که به عنوان"دخمه" شهرت یافت. چند اتاقی در زير زمين وزارت خارجه که متقاضيان شغل در خارج از کشور، در واقع چند روزی در آن قرنطينه می شدند.در طول این مدت،ثمره آنان را مورد "سئوال و جواب" های فراوان قرار می داد و با تحت نظر گرفتن برخوردها و عکس العمل های آنان، به قول خود، سعی می کرد آنان را به" درستی" بشناسد. بعد از این دوران قرنطينه بود که ثمره نظر خود را درباره افراد مزبور می داد. این برخورد امنیتی،موجب نارضایتی فراوان بود، اما از آن جا که مخالفت اداره گزينش می توانست کارمندان دستگاه ديپلماسی را از موقعيت های شغلی محروم کند، بيش تر کسانی که به آنان پيشنهاد حضور در اين قرنطينه داده می شد آن را می پذيرفتند.
در دخمه چه می گذشت؟
به گفته شاهدان عینی،گاهی ده نفر در يک زمان در"دخمه"ساکن بودند . در آنجا علاوه بر مصاحبه هائی که توسط ماموران وزارت اطلاعات و حراست وزارت خارجه با آنان صورت می گرفت، و تعليمات ضدجاسوسی که به آنها داده می شد، ثمره نيز برای آنان سخن می گفت. سخنانی که از یاد کسانی که در اين جلسات حاضر بوده اند، نرفته است.
در این جلسات همچنین به آنها، تعليماتی همراه با فيلم درباره روش های به دام اندازی و فريب خوردن، استفاده از سکس در مقولات خبرگيری، چگونگی زندگی در خارج کشور و کنترل اطرافيان و همکاران داده می شد، اما مضمون درس های" استاد ثمره" به کلی متفاوت و عنوان آن هم
" روان شناسی کفر" بود.
دو تن از کارکنان باسابقه وزارت خارجه بخش هائی از درس های مجتبی ثمره را برای "روز" چنین بازگویی کرده اند:
- از کجا انحراف شروع می شود. از خط شلوار، کفش و لبخند. آنکه عنوان ديپلمات جمهوری اسلامی را يدک می کشد و خط شلوارش اتوخورده است جز آنکه به اشرافيت ميل کرده و ضعفی را نمايان ساخته که به جاسوسان غربی" گرا" می دهد، می تواند برای ما هم نشانه ای باشد که طرف به نماز مقيد نيست، هر چند که جای مهر بر پيشانی داشته باشد.
- کفش وسيله خوبی است برای شناختن مومن. آن کس که مومن است هميشه کفشی به پا دارد که آماده کندن آن و وضوساختن است. اما آن کس که کفشی تميز و بندی و شيک به پا دارد، معلوم است که آن را از پا در نمی آورد. کفشی که پشتش خوابيده نباشد، متعلق به کسی است که برای وضو آماده نيست. همچنان که وقتی به خانه شان می روی، اگر دم در کفش ها رديف و به اصطلاح مسجدی نباشد، هر چند که گوشه ای و قفسه ای برای کفش ها گذاشته باشند، نشان دهنده آن است که صاحبخانه از اينکه کفش ها قبل از ورود به خانه، کنده شود اکراه دارد.
- لبخند مدام به روی آدم های ناآشنا و ارباب رجوع، يک خوی غربی است و نشان دهنده کسی که می خواهد خود را در دل مخاطب جا کند. اما مخاطبان در سفارت خانه های ما چه کسانی هستند؟ جز معدودی که آن ها را می شناسيد، بقيه يا خارجی هستند که اصل بر جاسوس بودن آن هاست و يا ايرانی های ضدانقلاب. مگر آنکه شناسائی کرده و قصد داشته باشيد آنها را جلب کنید که آن هم مقررات خود را دارد.
- برای ما کارمند به معنای اداری معنا ندارد. هر کس، حتی پيشخدمت و آشپز، يک مامور تبليغ و جمع آوری اطلاعات و آماده شهادت هست. کسی که هر روز بايد قبل از رفتن به سر کار غسل کند و آماده باشد که شايد به شهادت برسد.
-مواظب باشيد که در روزهای تعطيل، حالا جمعه باشد و يا يکشنبه همکاران تان به کجا مي روند. "رفته بودم با خانواده به گردش" بهانه خيلی رايجی است برای فرار از نماز جمعه و فرادا عمل کردن. چنين اعمالی در صورت تکرار،نشانه ضعف است. احتمال بدهيد که ناپاکی رخ داده باشد.
مرد پشت پرده
کسانی که در دوران حضور مجتبی ثمره، در وزارت خارجه با وی برخورد داشته اند به ياد می آورند که در اداره تحت نظر وی، جزوه های آموزشی هم تدريس می شد که مانند بولتن های محرمانه، بايد بعد از خواندن بازگردانده می شد.
در همين دوره، اعزام بازرسان گزينش به سفارت خانه ها معمول شد. در مورد اين بازرسان، چنان تبليغ شده بود که کارمندان معقتد بودند آن ها همه جا حضور دارند و گاهی به عنوان ارباب رجوع به سفارت مراجعه می کنند. در این دوران،شنود داخلی سفارت خانه ها و کنسولگری ها، امری رايج بود و همه اينها تحت نظارت و مديريت کسی صورت می گرفت که اعتقادی به تظاهر نداشت و بارها از دهان وی شنيده شده بود که: از همان موقع که در يکی از عمليات جنگی مجروح شدم و به شهادت نائل شدم، اما قابل شهادت نبودم. از آن زمان با خودم عهد کردم که "اظهار" نداشته باشم، چنان رفت و آمد کنم که حضورم احساس نشود.
اين دستور عمل در همه سال های اخير توسط وی رعايت شده و او هرگز در هیچ مصاحبه مطبوعاتی شرکت نکرده است. ثمره در ميهمانی ها ظاهر نمی شود و از دوربين به شدت پرهيز می کند. به همین دلیل، عکسی از وی ديده نشده است.
ضداشرافيت
از جمله تکيه کلام های مجتبی ثمره "اشرافيت" است که به گفته وی مصادف است با "بددينی". و با چنين ديدگاهی، وی بيش تر سفيران و ماموران عالی رتبه دولتی و وزيران را،"بددين" می خواند. به اعتقاد او همين که اینها لباس های تميز می پوشند و در روی صندلی سعی دارند مودب و اشرافی جلوه کنند، بهترين نشانه" بد دينی" است.
ماموران وزارت خارجه از سفرهای خارجی مجتبی ثمره هم حکايت ها برای نقل کردن دارند. ثمره در اين سفرها از رفتن به هتل و ميهمان سرای سفارت خودداری می کرد و در مسجد می خوابيد. او بارها در مساجد هامبورگ و م لندن بارها بيتوته کرده است. و در تمام اين موارد، عده ای از کارکنان سفارت، که گفته می شد ماموران ويژه وی هستند و مراقبت از ديگران را به عهده دارند، دورش حلقه مي زدند و به تعليمات وی گوش می سپردند.
سابقه مرید و مراد
وی سال های زیادی، به پشت پرده رفت و عملا نامی از او در فعالیت های دولتی و علنی شنیده نمی شد. سال هایی که طی آن به سازماندهی نیروهای پیرو آقای مصباح یزدی، و همچنین سایر نیروهای راست، پرداخت. به همین دلیل، به روایت آشنایان به پشت پرده سیاست در ایران، او "مهدی هاشمی جناح راست" محسوب می شود.حاصل فعالیت های "برادر مجتبی" در سازماندهی نیروهای جناح راست، بعد ها در انتخابات شوراها و سپس "عملیات پیچیده و چند لایه" انتخابات ریاست جمهوری خود را نشان داد.
هاشمی ثمره همراه با احمدی نژاد، به شهرداری نیز رفت، و در آنجا هم نقش مشابهی را ایفا کرد. کارمندان شهرداری، که رفتارهای تحقیر آمیز و تندخویانه احمدی نژاد را فراموش نکرده اند، این را نیز به یاد دارند که تنها در برابر هاشمی ثمره بود که رئیس جمهور، آرامش می یافت. حکم هاشمی ثمره در شهرداری، حکمی روان بود، و وی بر کوچک ترین امور نظارت کامل داشت.آقای شهردار، که هیچ سخن مخالفی را بر نمی تابید، تنها در برابر احکام آقای هاشمی ثمره بود که سکوت همراه با رضایت خود را به همگان نشان می داد.در آنجا هاشمی ثمره در حالی که هیچ نوع دخالتی در
امور شهری نمی کرد و به امور سياسی و فعاليت های پنهانی مشغول بود، تمامی انتصاب ها را زير نظر داشت و به اين و آن می گفت: برای کار بزرگتری آماده می شويد. در همين مقام، يک بار هم با يکی از شهرداران تهران چنان درگير شد که نزديک بود کار به زد و خورد بينجامد. آن شهردار بلافاصله برکنار شد، وی در در روزهای بعد به ديوان عدالت اداری شکايت برد، اما "مصلحت انديشی" ها و "پادرميانی" موجب شد شکایت وی"مسکوت" بماند و او به جای ديگری منتقل شود، و به این ترتیب، مانند دیگر ماجرای های پيرامون ثمره، این پرونده نیز بسته شد.
دخالت در انتصاب ها
در مدت سه ماهی که از شروع به کار احمدی نژاد در رياست جمهوری می گذرد، بنا به اخبار رسيده، هر روز يکی از وزيران به دفتر مجتبی ثمره احضار می شود. در طول این جلسات وزیر مربوطه باید در مورد مسائل حوزه مسووليت خود به وی توضيح دهد. باز گفته شده است که در اين ملاقات ها مديران انتخابی هر وزير مورد بررسی قرار می گيرند. به دستور رييس جمهور، وزيران حق اعلام اسامی مديران خود را ندارند، تا زمانی که کميته گزينش رياست جمهوری موافقت خود را اعلام کند. کميته گزینشی که در حقيقت تنها يک نفرست: مجتبی ثمره.
کسانی که به هر شکل با مجتبی ثمره همکاری نکنند، و یا به گونه ای خشم وی را موجب شوند، در کوتاه مدت تنبیه می شوند، کما اینکه دو تن از ديپلمات هاي ايرانی مقيم اروپا که در هفته گذشته از کار برکنار شدند، پیش از آن با ثمره برخورد تندی داشته اند: اميرحسين زمانی نيا مديرکل سابق وزارت خارجه و سفير فعلی جمهوری اسلامی در مالزی و شمس الدين خارقانی. با روی کار آمدن احمدی نژاد، این دو می دانستند که به زودی برکنار خواهند شد، اتفاقی که سرانجام افتاد و به همان ترتيبی که گمان زده شده بود. این سفيران خود به اصرار تقاضای استعفا داشتند، اما با استعفای آن ها موافقت نشد، ولی بعد آن ها را به تهران فراخواندند و در آن جا به آنها ابلاغ کردند که برکنار شده اند. همچنین به آنها گفته شد: دو هفته برای تغيير و تحول و تحويل مسئوليت های خود فرصت دارید. هر چه زودتر اين کار را انجام دهید، ضمنا بهتر است در اين مدت هم در انظار ظاهر نشويد و مصاحبه هم نکنيد. منابع نزديک به وزارت خارجه می گويند که اين اعمال که در عرف ديپلماسی سابقه نداشته و تنها در مورد سفيران خاطی صورت گرفته است، برای تحقير و نشان دادن قاطعيت و انداختن هراس به دل افراد است.
دستکم در مورد دو تن از وزيران، هنگامی که انتصاب هايشان با اعتراض نمايندگان مجلس روبرو شد، فاش گرديد که آن ها تحميلی بوده اند. وزير کشور، زير فشار نمايندگان در مورد استاندار تهران و کرمان به نمايندگان گفت: اين استاندار آقای رييس جمهور است. وزير بازرگانی نيز در مورد يک معاون خود همين توضيح را داده است. گفته می شود هم اکنون محسنی اژه ای وزير اطلاعات هم برای انتخاب معاونان خود زير فشار ثمره قرار دارد. به همين جهت با وجود سه جلسه ای که با وی برگزار شده، هنوز اسامی معاونین وزارت اطلاعات اعلام نشده است.
ثمره همچنین در همه جلسات رئیس جمهور حضور دارد و رابط وی با مسئولین نظام است.بعد از فراغت از کار روزانه نیز همراه با رئیس جمهور به نمازخانه ریاست جمهوری می رود، و احمدی نژاد همچون مریدی مجذوب، پشت او به نماز می ایستد.
بذل و بخشش بودجه به جمکران هم به نوع ويژه تعلق خاطر مجتبی هاشمی ثمره به امام دوازدهم شیعیان بر می گردد. تبليغ درباره مسجد جمکران و آيت الله مصباح يزدی از سال های حضوراو در وزارت خارجه هم، به یادها مانده است. برخی می گویند در میان هر چند کلمه ای که می گويد، اشاره ای به جمکران و امام زمان حتمی است. وی در سخنرانی های خود در" دخمه"وزارت خارجه نيز مدام از حضور" آقا امام زمان" عذر تقصير می خواست و از ديگران هم طلب می کرد که چنين کنند و در هر کلام" آقا امام زمان" را به ياد بياورند و نامش را در دل صدا کنند تا جوابشان برسد.
